مقالات علمی-پژوهشی

+ نوشته شده در  شنبه 19 مهر1393ساعت 4:19  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

عید قربان | ....

+ نوشته شده در  شنبه 12 مهر1393ساعت 20:11  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

در روزگاران قدیم، مرد میانسالی دو زن داشت. یکی از زنها مسن و دیگری جوان بود. هر یک از زنها، شوهرشان را خیلی دوست داشتند و تمایل داشتند که او در سنی متناسب با آنها به نظر آید.

پس از گذشت چند سال، موهای مرد به اصطلاح جوگندمی شد. برای زن جوان این اتفاق خوشایند نبود زیرا شوهرش را خیلی مسن‌تر از خودش نشان می‌داد. بنابراین هر شب موهای مرد را شانه می‌کرد و موهای سفیدش را می‌کَند.

اما سفید شدن موهای مرد، زن مسن تر را خوشحال کرده بود زیرا دوست نداشت دیگران او را با مادر شوهرش اشتباه بگیرند. او هر روز صبح موهای مرد را مرتب می‌کرد و تا جایی که می‌توانست موهای سیاه مرد را می‌کَند. نتیجه این شد که شوهر آن دو زن، بعد از مدت کوتاهی فهمید کاملاً طاس شده است.

----------------------------------------------------------------------------------

اگر به همه خواسته‌های متفاوت و متناقض اطرافیان خود پاسخ دهید بزودی خواهد فهمید که چیزی برای پاسخگویی نخواهید داشت.

کسی که اصول و قواعد را برای تأثیرگذاری، خوشایند یا همراهی دیگران زیر پا گذارد در نهایت به شرایطی خواهد رسید که دیگران در برخورد با او، اصول و قواعد لازم را رعایت نمی‌کنند.

«نه» کلمه‌ای دوحرفی اما یکی از مهمترین کلمات در رهبری، مدیریت و رشد شغلی است. یادگیری «نه» گفتن (در مواقع لزوم)، یکی از مهمترین مهارتهای کاری، سازمانی و مدیریتی است. نه گفتن به معنی نپذیرفتن کار و مسئولیت یا از زیر کار در رفتن نیست بلکه روشی برای کنترل داشتن بر کار و زندگی شخصی و تعادل بین آنهاست به گونه‌ای که هم از عهده وظایف و مسئولیت‌ها به خوبی برآیید و هم رضایت شغلی داشته باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 10:42  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

تعدادی موش در یک مزرعه زندگی می کردند. موشها روزگار خوشی نداشتند چرا که گربه ای در مزرعه بود که آنها را شکار می کرد. موشها در یک ترس همیشگی به سر می بردند و ممکن بود در هر وقت از شب و روز در چنگالهای تیز گربه چابک قرار گیرند.

موشها جلسه ای تشکیل دادند تا حداقل راهی پیدا کنند که از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عکس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح های مختلفی مورد بررسی قرار گرفت اما هیچکدام پذیرفته نشد.

در آخر یک موش جوان ایستاد و گفت: «من یک طرح خیلی ساده دارم اما کاملاً مؤثر خواهد بود. همه کاری که باید انجام دهیم این است که یک زنگوله به گردن گربه ببندیم. وقتی صدای زنگوله را می شنویم خواهیم فهمید که دشمن در حال آمدن است.»

همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسین می کردند. در بین همهمه موشها، یک موش پیر بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم که طرح موش جوان، طرح بسیار خوبی است.اما اجازه دهید بپرسم: چه کسی زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»

موشها به یکدیگر نگاه می کردند و هیچ کس حرفی نمی زد. سپس موش پیر گفت: «ارائه راهکارهای غیرممکن خیلی ساده است.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از یک دیدگاه:

1- به عمل کار برآید به سخندانی نیست.

2- گفتن اینکه کاری انجام شود یک چیز است، اما انجام دادن آن چیز دیگری است.

3- پیشنهاد دهنده طرح را مجری اجرای آن کنید.

4- جلسات اثربخش تشکیل دهید.

از دیدگاه دیگر:

1- اجازه دهید در جلسات از تکنیک های طوفان فکری و حل مسئله به خوبی استفاده شود.

2- ایده کشی نکنید.

3- به همه اعضاء جلسه اجازه فکر کردن و صحبت کردن بدهید.

4- راهکاری که از نظر یک فرد غیرممکن است، می تواند از نظر فرد دیگری دارای روش عملی و ممکن باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مهر1393ساعت 10:6  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

عنوان:مفاهیم تحقیق

استاد راهنما:دکتر احمدرضا هدایتی دزفولی

دانشجو:سیما فروغیان

 مفاهيم بنيادی تحقيق

 

علم چيست؟

 در زبان فارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت به کار برده می‌شود، غفلت از اين دو نوع کاربرد اغلب به خطاهای بزرگی انجاميده است، اين دو کاربرد عبارتند از:

  1. معنای اصلی و نخستين علم که دانستن در برابر ندانستن است و به همه دانستنيها صرفنظر از نوع آنها علم می‌گويند.
  2. کلمه علم در معنای ديگر فقط به دانستنيهايی اطلاق می‌شود که بر تجربه مستقيم حسی مبتنی باشد، علم در اين معنا در برابر جهل قرار نمی‌گيرد بلکه در برابر همه دانستنيهايی قرار می‌گيرد که آزمون‌پذير نيستند.

 

شناخت علمی

 شناخت علمی، شناختی است که ازبوته آزمايش درآمده است و از دو روش کلی حاصل می‌شود که عبارتند از:

  1. استقراء(Induction) : استقراء يعنی استدلال از جزء به کل به گونه‌ای که پژوهشگر بر پايه مشاهدات و بررسيهای جزئی خود درباره کل قضاوت می‌کند و تعميم می‌دهد.
  2. قياس(Deduction) : قياس يعنی استدلال از کل به جزء به گونه‌ای که پژوهشگر با دستيابی به يک شناخت کلی در مورد پديده‌های جزئی قضاوت می‌کند.

 

فلسفه علم چيست؟

 در رابطه با فلسفه علم ديدگاههای مختلفی وجود دارد که به نمونه‌هايی از آنها اشاره می‌شود:

-         فلسفه علم عبارت است از صورت‌بندی و تنظيم جهان‌بينی‌هايی که با نظريه‌های علمی مهم سازگار و از برخی جهات بر آنها مبتنی هستند.

-         فلسفه علم عبارت است از ظاهر ساختن پيش‌فرضها و تمايلات باطنی دانشمندان

-         فلسفه علم عبارت است از رشته‌ای که به مدد آن مفاهيم و نظريه‌های علمی تحليل و تشريح می‌شوند.

-         فلسفه علم عبارت است از نوعی معيار‌شناسی جنبی که به مدد آن مفاهيم و نظريه‌های علمی تحليل و تشريح می‌شوند.

 

 

در جدول زير رابطه بين علم، فلسفه علم و واقعيتها نشان داده شده است:

مرتبه

رشته

موضوع مورد بررسی

0

-

واقعيتها(پديده‌ها)

1

علم

تبيين و پيش‌بينی رفتار واقعيتها

2

فلسفه علم

تحليل روشها و منطق تبيين علمی

 

ملاکهای تمييز معرفت تجربی از ديگر انواع معرفت

 

يکی از مباحث عمده‌ای که در فلسفه علم مورد توجه قرار می‌گيرد معيار تمايز علم از غير علم است. ارسطو نخستين فيلسوف علم بود که بر روی مساله تمييز تفسيرهای علمی از غير علمی تاکيد ورزيد. در اوايل قرن بيستم برخی از دانشمندان و فلاسفه بار ديگر به اين مساله توجه نمودند. به دو مورد از اين معيارها اشاره می‌شود:

 

-     معيار تحقيق‌پذيری (Verifiability criterion) : فلاسفه در ارائه معيارهايی برای تحقيق‌پذيری رهيافتهای گوناگونی را مطرح ساختند از جمله اعضای حلقه وين که پيشنهاد می‌کردند فقط احکام معنادار تجربی تحقيق‌پذير هستند. يک حکم معنادار تجربی است اگر و تنها اگر مشخص ساختن شرايطی که حکم مذکور را صادق می‌سازد امکان‌پذير باشد.

 

-     معيار ابطال‌پذيری (Falsifiability criterion) : وقتی قانونی علمی وقوع پديده‌هايی را ناممکن اعلام می‌کند، مفهوم دقيقش اين است که در صورت وقوع آن پديده‌ها قانون از صحت می‌افتد و ابطال می‌شود، همه قوانين علمی چنينند که در صورت اتفاق افتادن برخی حوادث باطل می‌شوند. چنين نيست که قوانين علمی با همه چيز و همه اوضاع سازگار باشند و هرچه حادث شود برای آنها بی‌تفاوت باشد، خاصيت مهم قوانين علمی همين بی‌تفاوت بودن آنها نسبت به پديده‌هاست و همين ويژگی آنها را ابطال‌پذير می‌کند.

 

تفاوت علوم طبيعی (تجربی) و علوم اجتماعی(انسانی)

 

ويژگيهای علوم طبيعی :

-         جستجوی علت پديده‌ها

-         هدف اصلی : مشاهده و تجربه

-         مشاهدات متأثر از تئوری اند.

-         مشاهده از بيرون

-         نفی ايدئولوژی

ويژگيهای علوم اجتماعی :

-         جستجوی دليل پديده‌ها

-         هدف اصلی : فهم معنی اعمال

-         مشاهده و اعمال متأثر از اعتبارند.

-         مشاهده و کشف مشابهت‌ها از درون

-         قبول دخالت ايدئولوژی

 

 

طبقه‌بندی علوم انسانی

 -         علوم انسانی مربوط به حيات طبيعی انسان

-         علوم انسانی در ارتباط با محيط طبيعی انسان

-         علوم انسانی در ارتباط با ابعاد اقتصادی انسان

-         علوم انسانی در ارتباط با حيات اجتماعی انسان (مديريت به معنای عام آن در اين حوزه قرار می‌گيرد)

-         علوم انسانی در ارتباط با شايستگيهای تکاملی انسان

-         علوم انسانی در ارتباط با استعدادها و فعاليتهای مغزی و روانی انسان

-         علوم انسانی در ارتباط با ارزشهای اصلی و بايستگيها در مسير تکامل شخصيت فردی و اجتماعی انسان

 

مديريت، علمی با قوانين احتمالی

 مديريت به عنوان علم هدايت سازمانها به سوی هدف، با مساله انسان و ارزشهای حاکم بر رفتار او روبروست. تنوع تظاهرات رفتار بشری به عنوان موجودی که در نسبيت زمان و مکان گرفتار است همواره امکان نظريه‌پردازيهای قاطعانه را پيرامون مديريت دستخوش آسيب‌پذيری می‌سازد.

لذا نظريه‌ها در علم مديريت از طرفی به علت غير قابل پيش‌بينی بودن رفتار انسان و از سويی ديگر به علت ماهيت غير دقيق تحولات شديد محيطی بايد از قدرت تبيين بالايی برخوردار باشند اما اين انعطاف‌پذيری نبايد تا حدی باشد که نتوان فرضيه‌هايی از نظريه‌ها استخراج کرد زيرا در آن صورت نمی‌توان چنين بيانيه‌هايی را نظريه دانست بلکه گزاره‌هايی بی‌انسجام خواهند بود که در کنار هم آمده‌اند و در نهايت کارکردهای عملی نيز به دنبال نخواهند داشت.

 

پارادايمها(حوزه‌های مفهومی) در مديريت

 پارادايمها در حکم چارچوب مفهومی و مجموعه‌ای از خطوط راهنما برای مطالعات تجربی، موضوع مورد بررسی می‌باشند. يک پارادايم رد شدنی نيست بلکه پارادايم متفاوتی که طرح جديدی از محدوده مورد مطالعه را ارائه می‌دهد آن را دچار بحران کرده و در نهايت جذب و واژگون می‌شود. اگر بخواهيم سير تحولات کلی پارادايمها را که خاستگاه نظريه‌پردازی متفکران بوده‌اند دسته‌بندی کنيم به چهار محور کلان و عمده که با هم مرتبطند و حالت طيف‌گونه دارند دست می‌يابيم. محورهای دسته‌بندی پارادايمها عبارتند از :

 

1- تلقی از ساختار : فصل مشترک تمامی تعاريف متعدد از ساختار سازمانی، تعيين نوع و جهت روابط سازمانی بين پستهای سازمانی و چگونگی توزيع قدرت بين آنان است. دو تلقی زير در دو سر طيف برداشتهای مختلف ازساختار قرار دارد:

-         تلقی مکانيکی از ساختار(Mechanistic structure)

-         تلقی ارگانيک از ساختار(Organic structure)

 

2- تلقی از انسان در سازمان : ديدگاه ادگار شاين در تاريخ نظريه‌پردازی پيرامون انسان سازمانی از اهميت ويژه‌ای در ادبيات مديريت برخوردار است که مبنای دسته‌بندی تلقی‌های مختلف از انسان قرار می‌گيرد.

-         تلقی عقلايی-اقتصادی از انسان(Economic-Rational Human)

-         تلقی از انسان به عنوان يک موجود پيچيده(Complex Human)

 

3- قدرت تبيين‌گری روش(Method) : روش، تعيين‌کننده درجه اعتبار هر نظريه است. مکاتب مديريت جهت‌گيريهای گوناگونی در زمينه اين سوال داشته‌اند که تا چه حد مي‌توان در تحقيقات مديريتی از روش‌شناسی علمی بهره گرفت. در دو سر طيف نظرات صاحب‌نظران در اين رابطه، تلقی‌های زير قرار می‌گيرد:

-         روش‌شناسی قطعيت‌گرا(Absoultism)

-         روش‌شناسی نسبيت‌گرا(Relativistism)

 

4- تلقی از محيط : محيط عبارت است از مجموعه عواملی که در خارج از مرزهای سازمان وجود دارد و بر تمام يا بخشی از سازمان اثرات بالقوه می‌گذارد.

-         محيط ساده و پايدار(Simple-stable Environment)

-         محيط پيچيده و ناپايدار(Complex-Unstable Environment)

 

بر اساس 4 محور کلانی که گذشت می‌توان پارادايمها را در مديريت به 4 دسته تقسيم کرد. اين حوزه‌ها هيچ‌يک استقلال مطلق ندارند و به تعبير کوهن از بحران ايجاد شده در پارادايم قبلی تشکيل شده‌اند.

 

 

 

محيط متغير و پيچيده

محيط باثبات و ساده

 

روش علمی نسبيت‌گرا

 

د

                          ج

 

ساختار ارگانيکی

 

 

روش علمی قطعيت‌گرا

 

 

ب

                         الف

 

ساختار مکانيکی

 

انسان پيچيده

انسان عقلايی-اقتصادی

 

 

  1. پارادايم الف که می‌توان زمان تقريبی حيات آن را در فاصله سالهای 1930-1900 دانست و در‌بر‌گيرنده ديدگاهها و نظريه افرادی چون ماکس وبر، فردريک تيلور، گيلبرت، فايول و گانت و ... می‌باشد.
  2. پارادايم ب که می‌توان زمان تقريبی حيات آن را در فاصله سالهای 1960-1930 دانست و مشتمل بر ديدگاهها و نظريه افرادی چون گريگور، بارنارد، سلزنيک و ... می‌باشد.
  3. پارادايم ج در فاصله زمانی 1970-1960 شکل گرفت و آرا و افکار افرادی چون فيدلر، لورچ و ... را در بر می‌گيرد.
  4. پارادايم د که تقريبا از سالهای 1970 شکل گرفته است و تاکنون ادامه دارد و افکار صاحب‌نظرانی چون هندی، مارچ، همر و ... را می‌توان در اين دوره گنجاند.

 

درکی که ما امروز از سازمان داريم تا حد زيادی متأثر از ديدگاههای پارادايم نوع د است.

 

 نظريه و انواع آن

 

نظريه چيست؟

-     نظريه، مجموعه‌ای به هم ‌پيوسته ازسازه‌ها، مفاهيم، تعاريف و قضاياست که به منظور تبيين و پيش‌بينی پديده‌ها، از طريق تشخيص روابط بين متغيرها، يک نظر نظامدار درباره اين پديده‌ها ارائه می‌دهد.

-     نظريه بيان‌کننده مجموعه‌ای از مفاهيم يا فرضهايی است که به صورت سيستماتيک ارتباط متقابل با يکديگر دارند و می‌توان بر اساس آن پديده‌ای را پيش‌بينی و توجيه کرد.

 

ويژگيهای نظريه

نظريه وقتی از نظر عملی مورد قبول قرار خواهد گرفت که دارای ويژگيهای زير باشد:

  1. بايد توانايی تبيين حقايق و مشاهدات مربوط به يک مساله را به ساده‌ترين صورت ممکن داشته باشد، نظريه‌ای که دارای مفروضات اندک و ساده‌تری باشد قابل قبول‌تر از نظريه‌ای است که مشکل و پيچيده است.
  2. نظريه بايد با واقعيتهای مشاهده شده در طبيعت و دانش پيشين سازگار باشد.
  3. نظريه بايد ابزار لازم را برای آزمون خود فراهم سازد.
  4. نظريه بايد انگيزه پژوهشی در جامعه به وجود آورد و زمينه را برای پژوهشهای جديد فراهم سازد.

 

انواع نظريه

الف) نظريه صوری(Syllogistic) : در اين نوع نظريه کوشش می‌شود که پديده مورد نظر تبيين گردد اما در اين تبيين، پديده به عواملی نسبت داده می‌شود که خود آنها پيچيده و مبهم هستند.

ب) نظريه قياسی(Deductive) : در اين نوع نظريه برای تبيين، از يک پديده مشخص به عنوان مدل استفاده می‌شود.

ج) نظريه تقليلی (Reductionistic): اين نظريه مشاهدات را بر اساس ماهيت فرايندهايی که آسانتر از مشاهده حادثه هستند تبيين می‌کند.

د) نظريه تجريدی(Abstractive) : نظريه‌هايی هستند که مفاهيم در آنها مبتنی بر تجربه واقعيت نيستند و با استفاده از اصول رياضی امکانات مناسبی برای تبيين پديده‌های علمی فراهم می‌آورد.

 

معيارهای ارزيابی نظريه‌ها

سه معيار کلی برای ارزيابی يک نظريه می‌توان برشمرد:

تطابق آن با مشاهدات: انطباق و عدم ناسازگاری با تجربه يکی از مهمترين خاصه‌های يک نظريه بايد باشد.

-           روابط درونی ميان مفاهيم آن: اين معيار با روابط ميان چند مفهوم نظری مانند سازواری(Consistency) به معنی فقدان تناقضهای منطقی بين مفاهيم، انسجام(Coherence) به معنی وجود پيوندهای چندگانه بين مفاهيم موجود در ساخت نظريه و همچنين بين آن نظريه و ساير نظريه‌های معتبر و سادگی(Simplicity) به معنی هرچه کمتر بودن مفروضات مستقل سروکار دارد.

-          جامعيت آن: جامعيت دربر دارنده کليت يا شمول اوليه است، يعنی قدرت ارائه وحدت در پديده‌های ظاهرا مختلف.

 نقش نظريه در تحقيق

 برای نظريه نقشهای متفاوت و متعددی مطرح شده است ، اين تفاوتها بيشتر مربوط به اين موضوع هستند که آيا بايد نظريه را ساخت و سپس به پژوهش پرداخت يا برعکس آن عمل کرد و يا ترکيبی از اين دو روش را به کار بست. روش "ابتدا پژوهش، بعد نظريه" اين عيب را دارد که در اجرای آن برای جمع‌آوری اطلاعاتی کوشش می‌شود که هدف مفيدی برای آنها در نظر گرفته نشده است، اما اطلاعاتی که به اين شيوه گردآوری می‌شوند، ممکن است به کشف نظريه‌های مفيدی منجر گردند. روش "ابتدا نظريه، بعد پژوهش" اين عيب را دارد که پژوهشگر ممکن است فاقد اطلاعات مقدماتی لازم برای ساخت نظريه باشد. ترکيب اين دو روش ممکن است روشهای کلی‌تر، دقيق‌تر و همچنين نمايش منظم‌تری از فرايندهايی را که واقعا اتفاق افتاده‌اند مهيا سازد.

 فرايندهای نظريه‌پردازی و نظريه‌آزمايی

 ارائه تبيين مناسب از مشاهدات نيازمند فرايند مرتبط نظريه‌پردازی(Theory Construction) و نظريه‌آزمايی(Theory Testing) است. نظريه‌پردازی فرايندی است که با يک رشته مشاهدات آغاز شده و به ساختن نظريه‌هايی درباره اين مشاهدات منتهی می‌شود. در فرايند نظريه‌آزمايی از آن نظريه سود می‌جوييم تا مشاهداتمان را هدايت کند، در اينجا از عام به خاص حرکت می‌کنيم.

 

 تحقيق و انواع آن

 

تحقيق چيست؟

 تحقيق عبارت است از مجموعه فعاليتهايی منطقی، منظم، منسجم و هدفمند که در پی دستيابی به يکی يا ترکيبی از خواسته‌های زير به صورت فردی يا گروهی صورت می‌گيرد:

  1. ارضای يک حس کنجکاوی معرفتی(تحقيق بنيادی)
  2. توصيف شرايط يا نگرش عده‌ای از افراد(تحقيق پيمايشی، همبستگی...)
  3. جستجوی پاسخ و راه‌حل برای يک مساله و مشکل واقعی(تحقيق کاربردی...)

 

طبقه‌بندی انواع تحقيق بر اساس هدف

 در اين طبقه‌بندی بر ميزان کاربرد مستقيم يافته‌ها و درجه تعميم‌پذيری آنها به شرايط مشابه ديگر تأکيد می‌شود.

-     پژوهشهای پايه‌ای يا بنيادی(Basic/Fundamental pure Research) : تحقيق پايه‌ای نوعی از تحقيق است که اهداف مشخص تجاری ندارد و در آن سعی می‌شود که دانش و نظريه‌ها به طور عام و خالص توسعه يابد و کاربرد عملی دستاوردهای تحقيق مورد توجه نمی‌باشد.

-     تحقيق کاربردی(Applied Research) : هدف از تحقيق کاربردی به دست آوردن درک يا دانش لازم برای تعيين ابزاری است که به وسيله آن نيازی مشخص و شناخته شده برطرف گردد. در اين نوع تحقيقات هدف کشف دانش تازه‌ای است که کاربرد مشخصی را درباره فرآورده يا فرايندی در واقعيت را دنبال می‌کند.

-     تحقيق و توسعه(Research & Development) : فرايند تحقيق و توسعه عبارت است از شناسايی نياز يا استعداد، پيدايش انديشه‌ها، آفرينش، طراحی، توليد، معرفی و انتشار يک محصول و فرايند يا نظام فن‌آوری جديد.

-     تحقيقات ارزيابی(Evaluation Research) : اين نوع تحقيقات، فرايندی جهت جمع‌آوری و تجزيه و تحليل اطلاعات برای تصميم‌گيری هستند.

-     تحقيق عملی يا کاری(Action Research) : هدف تحقيق عملی حل مسائل کسب و کار و مديريت از طريق کاربرد روش علمی است. اين نوع تحقيق مربوط به مسائل خاص می‌شود و در يک محيط ويژه به اجرا در می‌آيد. لذا در اکثر موارد نتايج حاصله قابل تعميم به محيط‌های ديگر نمی‌باشد.

 طبقه‌بندی انواع تحقيق بر اساس روش

-     روش تاريخی(Historical) : تحقيق تاريخی شامل مطالعه، درک و شرح رويدادهای گذشته است. هدف از مطالعه تاريخی، رسيدن به نتايجی مربوط به علل، تأثيرات يا روند رويدادهای گذشته است که ممکن است به روشن شدن رويدادهای کنونی و پيش‌بينی وقايع آينده کمک نمايد.

-     روش توصيفی-کيفی(Descriptive) : تحقيق توصيفی آنچه را که هست توصيف و تفسير می‌کند و به شرايط يا روابط موجود، عقايد متداول، فرايندهای جاری، آثار مشهود يا روندهای در حال گسترش توجه دارد. تمرکز آن در درجه اول به زمان حال است، هرچند غالبا رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط می‌شوند مورد بررسی قرار می‌دهد.

-     روش پيمايشی يا زمينه‌يابی(Survey) : پيمايش روشی در تحقيق است که فراتر ازيک فن خاص در گردآوری اطلاعات است و هدف آن اکتشافی، توصيفی يا تبيينی است. هرچند عمدتا در آن از پرسش‌نامه استفاده می‌شود اما ابزار ديگری از قبيل مصاحبه ساختمند، مشاهده و ... هم به کار می‌رود.

-     روش تحليل محتوايی(Content Analysis) : تحليل محتوا روشی به منظور دستيابی به ويژگيهای مختلف پيام، ديدگاهها و انديشه‌های فرستنده پيام، علل صدور پيام و آثار پيام است و برای تجزيه و تحليل عينی و منتظم پيامهای مختلفی که از طرق گوناگون مبادله می‌شود به کار می‌رود. آنچه در اين تعريف اهميت دارد شروط عينيت، انتظام و عموميت است. عينيت به اين معنی است که هر مرحله از فرايند پژوهش بايد بر اساس قواعد، احکام و روشهای مشخص انجام گيرد. انتظام به اين معني است که دايره شمول محتوا بايد بر طبق قواعد کاربردی ثابتی مشخص گردد. اين شرط آشکارا، تحليلهايی را که فقط به دنبال جمع‌آوری داده‌های تائيدکننده فرضيه‌های پژوهشگر هستند طرد می‌کند. و عموميت به اين معنيست که يافته‌ها ارتباط نظری با هم داشته باشند، اطلاعات توصيفی صرف درباره محتوا، بدون ارتباط با ديگر ويژگيهای اسناد يا خصوصيات فرستنده و گيرنده پيام، ارزش چندانی ندارد.

-     تحقيق ميدانی(Field Research) : تحقيق ميدانی بيشتر يک جهت‌گيری نسبت به امر تحقيق است تا يک سری روشها و تکنيک‌های کاربردی. روش ميدانی بيشتر شبيه چتری است که دربرگيرنده فعاليتهای هر روش ممکن برای دستيابی به دانسته‌های مورد نظر و فرايندهای تحليل درباره اطلاعات است.

-     تحقيق موردکاوانه(Case Study): در اين روش با مشاهده تمامی جوانب يک پديده ملموس و بررسی ارتباط آن با ديگر پديده‌هايی که آن را احاطه کرده‌اند، شناختی جامع از آن پديده‌ها فراهم می‌آيد.

-     پانل(Panel) : مطالعات اجتماعی را می‌توان در يک مقطع زمانی و يا در چند مقطع از زمان به انجام رساند. مطالعاتی که در مقاطع زمانی مختلف صورت می‌گيرد را مطالعات طولی می‌خوانند. در اين تحقيقات مخصوصا تأثير عامل زمان مورد سنجش و ارزيابی قرار می‌گيرد و از اين طريق هم دگرگونيهای مرتبط با عقايد، نظرات و حالات و هم تغيير در رفتار، عادات و ... سنجيده می‌شود.

-     تحقيق همبستگی(Correlational Research) : در اين نوع تحقيق هدف آن است که مشخص شود آيا رابطه‌ای بين دو يا چند متغير کمی وجود دارد و اگر اين رابطه وجود دارد اندازه و حد آن چقدر است؟ مطالعات همبستگی تعدادی از متغيرهايی را که تصور می‌رود با يک متغير پيچيده عمده مرتبط هستند ارزيابی می‌کند. متغيرهايی که معلوم شود وابستگی زيادی ندارند، حذف شده و مورد بررسی بيشتر قرار نمی‌گيرند و در مورد متغيرهايی که وابستگی زيادی دارند برای تعيين علی بودن اين روابط نياز به مطالعات علی-تطبيقی يا تجربی می‌باشد.

 -     تحقيق علی يا آزمايشی(Experimental Research) : برای آگاهی از نوع و جهت رابطه‌، بين متغيرهايی که در تحقيق همبستگی مشخص شده است دارای رابطه هستند، از تحقيق آزمايشی استفاده می‌شود. در اين تحقيقات آزمايش‌کننده در متغيرهای مورد نظر دخل و تصرف کرده و سپس به مشاهده تأثيرات آن در تغييرات متغير وابسته می‌پردازد. همچنين آزمايش‌کننده بايد متغيرهای مربوطه ديگر را هم کنترل کند تا در حدی معقول مطمئن شود که تغييرات حاصله در متغير وابسته در واقع از متغيرهای دخل و تصرف شده ناشی می‌شوند.

 روشهای تحقيق کيفی و کمی

 به طور کلی می‌توان روشهای تحقيق را به دو دسته کيفيت‌گرا و کميت‌گرا با ويژگيهای زير تقسيم نمود:

  

روشهای کيفی

روشهای کمی

تأکيد بر درک و فهم موضوع

تمرکز بر فهم از طريق تحليل منطقی

رويکرد عقلايی و تفسيری

مشاهده و اندازه‌گيری در وضعيت عادی

ذهنيت‌گرا(تأکيد بر ديدگاههای درونی)

فرايند مدار

چشم‌انداز کل‌گرايانه

تعميم ذهنی

تأکيد بر آزمون

تمرکز بر واقعيتها يا دلايل اتفاقات اجتماعی

رويکرد منطقی نقادانه

اندازه‌گيری کنترل شده آزمايشگاهی

عينيت‌گرا(تأکيد بر ديدگاههای بيرونی)

نتيجه مدار

چشم‌انداز جزء‌گرايانه

تعميم از طريق عضويت در جامعه

 

درجه کمی و کيفی بودن روشهای مطرح شده در تحقيق را می‌توان در شکل زير مشاهده کرد:

 

                                                                                                               روشهای کيفی

 

 

        روشهای کمی

مطالعات تجربی

مطالعات همبستگی

مطالعات پيمايشی

موردکاوی

بحث گروهی

بررسيهای تاريخی

 

 روش علمی ومراحل آن

 

روش چيست؟

 روش، معادلی فارسی برای واژه Method می‌باشد که معنای درپيش گرفتن راه و يا معين کردن گامهايی را دارد که برای رسيدن به يک هدف می‌بايد با نظمی خاص برداشته شود. به طور کلی روش را مجموعه‌ای از شيوه‌ها و تدابيری دانسته‌اند که برای شناخت حقيقت و برکناری از لغزش به کار برده می‌شوند و به سه چيز اطلاق می‌شود:

1-    مجموعه طرقی که انسان را به کشف مجهولات و حل مشکلات هدايت می‌کنند.

2-    مجموعه قواعدی که هنگام بررسی و پژوهش واقعيات بايد به کار روند.

3-    مجموعه ابزار يا فنونی که آدمی را از مجهولات به معلومات راهبری می‌نمايند.

 ويژگيهای کلی روش

 ويژگيهای روش علمی بسيارند که در زير به اساسی‌ترين آنها اشاره می‌شود:

1-    نظام‌مند بودن(Systematization)

2-    عقلايی بودن(Rationality) : هر روش بايد بر نظمی عقلايی استوار باشد لذا داده‌هايی که بر پايه عواطف، تخيل يا توهم تنظيم شوند مورد پذيرش نيستند.

3-  روح علمی(Scientific Spirit) : هر روش که مبتنی بر نظمی عقلانی باشد برخوردار از روح علمی است و خود مستلزم احراز شرايطی چون بی‌طرفی، تسلط بر خويشتن، سعه صدر و بالاخره تواضع است.

4-  واقعيت‌گرايی(Realism) : هر روش زمانی راه به کشف قوانين درست يا نظريه‌های مستحکم می‌برد که از درون‌نگری و شهودگرايی بپرهيزد.

 

روش تحقيق علمی، فرايند جستجوی منظم برای مشخص کردن يک موقعيت نامعين است و منظور از کاربرد آن دستيابی به موارد زير است:

-         افزايش ميزان مناسبت(Relevance) و ارتباط بين جواب و مسأله مورد نظر

-         بالابردن ميزان اعتبار(Validity) و روايی(Reliability)

-         کاهش ميزان تورش(Bias)

مراحل سه‌گانه روش تحقيق علمی

گاستون باشلار، مراحل روش علمی را به اين شرح خلاصه می‌کند: 1- غلبه بر پيش‌داوريها، 2- ساختن از راه تعقل و 3- مقايسه با واقعيات. او معتقد بود روش علمی را می‌توان چونان فرايندی در سه پرده نمايشنامه که ترتيب آنها بايد مراعات گردد شرح داد و آن را سلسله مراتب پرده‌های معرفت‌شناختی ناميد. اين سه پرده عبارتند از گسستن، ساختن و مقايسه کردن(يا تجربه).

1-    گسستن: پرده اول روش علمی گسستن ازسوابق ذهنی و پيش‌داوريهاست.

2-  ساختن: مرحله قبل عملی نخواهد شد مگر بر مبنای ساختن پيش‌فرضهايی که به نظر محقق امکان دارد منطق پديده مورد بررسی را تبيين کند. در پرتو اين چارچوب نظری است که محقق می‌تواند روش کار، عمليات اجرايی و نتايج احتمالی تحقيق را پيش‌بينی کند.

3-  مقايسه: يک قضيه را نمی‌توان علمی دانست مگر وقتی که بتوان درستی يا نادرستی آن را با تجربه آزمود، اين وارسی وقايع، مقايسه با تجربه گفته می‌شود و پرده سوم ازفرايند روش علمی است.

 

گسستن

مرحله 1 : پرسش آغازی

مرحله 2 : مطالعات اکتشافی

ساختن

مرحله 3 : چارچوب نظری مسأله تحقيق

مرحله 4 : ساختن مدل تحليلی

مقايسه

مرحله 5 : بکارگيری ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها

مرحله 6 : تحليل اطلاعات

مرحله 7 : نتيجه‌گيری

 

 

 مفاهيم اوليه فرايند تحقيق

 

مسأله تحقيق چيست؟

 يك مسأله به معني آن نيست كه شرايطي به طور جدي با وضعيت موجود در تقابل است و نياز دارد به سرعت برطرف شود. يك مسأله مي‌تواند به سادگي نشانگر شرايطي باشد كه كشف پاسخ و يا راه‌حل صحيح آن مي‌تواند به بهبود موقعيت مناسب فعلي كمك كند. ويژگيهاي يك مسأله تحقيق به شرح زير است:

 

-         واضح، روشن و محدود باشد يعني اصل تحديد مسأله در آن رعايت شده باشد.

-     بايد قابليت آن را داشته باشد كه بتوان از آن فرضيه‌هايي را استخراج كرد، به عبارت ديگر مسأله بايد امكان بررسي را داشته باشد و زمينه را براي بيان ادعاهايي در مورد پاسخها و راه‌حلها فراهم آورد.

-         با توجه به جدا بودن قلمرو علم از فلسفه و عرفان، مسأله تحقيق نبايد بر داوريها و قضاوتهاي غير علمي تأكيد داشته باشد و جهت‌گيريهاي اخلاقي، ارزشي، فلسفي و عرفاني را در تحقيق ايجاد كند.

-     با توجه به اينكه علم محصول بكارگيري روش علمي است نبايد مسأله تحقيق حالت پيش‌بيني كلي و بيان روزنامه‌اي داشته باشد و ادعاهاي غير قابل بررسي و آزمون را مطرح سازد.

-         مسأله تحقيق بايد حالت پرسشي داشته باشد و به صورت جمله خبري بيان نشود.

-         در هر مسأله تحقيق بايد حداقل بر دو مفهوم يا متغير كلي تأكيد شود.

-     اگر مسأله‌اي به طور بالقوه قابليت اندازه‌گيري در قالب فرضيه را نداشته باشد در نهايت نمي‌توان ادعا كرد كه مسأله مزبور پاسخي يافته است.

 چارچوب نظري تحقيق(Theoritical Framework)

 چارچوب نظري الگويي است كه فرد پژوهشگر بر اساس آن درباره روابط بين عواملي كه در ايجاد مسأله مهم تشخيص داده شده‌اند، نظريه‌پردازي مي‌كند. چارچوب نظري نبايد ضرورتا سخن پژوهشگر باشد و گاه به طور منطقي از نتايج تحقيقات قبلي پيرامون مسأله نشأت مي‌گيرد. در بسياري موارد ادغام باورهاي منطقي فرد پژوهشگر و تحقيقات مرتبط منتشر شده با مسأله تحقيق در ايجاد مبنايي براي بررسي موضوع تحقيق نقش محوري دارد. ويژگيهاي اساسي يك چارچوب نظري به شرح زير است:

 

-         متغيرهاي مرتبط با مسأله تحقيق بايد شناسايي و تعيين شوند.

-         حداقل بايد چگونگي رابطه بين دو يا چند متغير وابسته و مستقل را تعيين كند.

-     اگر ماهيت و جهت روابط بر اساس يافته‌هاي حاصل از تحقيقات قبلي به صورت نظري بيان گردد، بايد خطوط كلي مثبت يا منفي بودن اين روابط را نشان دهد.

-         بايد به روشني با استفاده از يافته‌هاي تحقيقات قبلي به اين سوال پاسخ داد كه چرا ما انتظار داريم اين روابط وجود داشته باشد.

-         نموداري براي چارچوب نظري (مدل تحليلي) ارائه شود تا بتوان روابط نظري را مجسم نمود.

 متغير چيست؟

 متغير كميتي است كه در دامنه‌اي معين مي‌تواند از يك فرد به فرد ديگر و از يك مشاهده به مشاهده ديگر مقادير مختلفي را ايجاد كند، بنابراين چيزي است كه تغيير مي‌كند و محقق آنها را بنا به هدف تحقيق خود كنترل، دستكاري يا مشاهده مي‌كند و در برخي مواقع متغير نمادي است كه اعداد يا ارزشهايي به آن منتسب مي‌شود. چند نمونه از متغيرهاي اصلي عبارتند از:

 

  • متغير وابسته: متغيري است كه هدف محقق تشريح يا پيش‌بيني تغيير‌پذيري در آن است. با تجزيه و تحليل متغير وابسته و با شناسايي عوامل موثر بر آن مي‌توان پاسخها يا راه‌حلهايي را براي مسأله شناخت. محقق به تعيين مقدار و اندازه‌گيري اين متغير و متغيرهاي ديگري كه روي آن تأثير مي‌گذارند علاقمند است.

 

  • متغير مستقل: اين متغير ويژگي و خصوصيتي است كه بعد از انتخاب توسط محقق در آن دخالت و دستكاري مي‌شود و مقاديري را مي‌پذيرد تا تأثيرش بر روي متغير وابسته مشاهده شود. تغيير در يك متغير مستقل، تغييرات قانونمندي در متغير وابسته به وجود مي‌آورد، بنابراين در هر آزمايش تجربي متغير مستقل همان محرك مي‌باشد.

 

  • متغير تعديل‌گر: گاه حضور يك متغير سوم تحت عنوان متغير تعديل‌گر، رابطه مورد انتظار اصلي و اوليه بين متغيرهاي مستقل و وابسته را تغيير مي‌دهد. متغير تعديل‌گر متغيري كمي يا كيفي است كه جهت يا ميزان رابطه ميان متغيرهاي وابسته و مستقل را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در حقيقت يك متغير مستقل ثانوي است.

 

  • متغير مداخله‌گر: متغيري است كه محقق براي استنتاج از نحوه تأثير متغير مستقل بر متغير وابسته مورد نظر قرار مي‌دهد و تأثير آن را نه مي‌توان كنترل كرد و نه بطور مستقيم و مستقل از ساير متغيرها مشاهده كرد، لذا به اين تأثير در تحليل نهايي اشاره مي‌شود. متغير مداخله‌گر معمولا بر اعتبار دروني و بيروني تحقيق اثر مي‌گذارد.

 

  • متغير كنترل: در يك تحقيق اثر تمام متغيرها را بر يكديگر نمي‌توان به طور همزمان مورد مطالعه قرار داد بنابراين محقق اثر برخي از متغيرها را كنترل نموده و يا آنها را خنثي مي‌كند، اين نوع متغيرها، متغير كنترل ناميده مي‌شوند.

فرضيه‌هاي تحقيق(Hypothesis)

 فرضيه تحقيق، بيان حدسي و فرضي در مورد روابط احتمالي بين دو يا چند متغير است. پس در درجه اول، فرضيه بياني است مبتني بر احتمال نه يقين و در درجه دوم، فرضيه‌ها معمولا به شكل جملات تفسيري يا اخباري بيان مي‌شوند و طبعا به طور اعم يا اخص متغيري را به متغير ديگر مرتبط مي‌سازد. فرضيه را مي‌توان در حكم پاسخ محقق به سوال مربوط به مسأله علمي تلقي كرد. قالبهاي فرضيه‌سازي عبارتند از:

 

  1. فرضيه‌سازي مقايسه‌اي: در اين نوع فرضيه‌سازي محقق در پي آن است كه تفاوت تأثير دو يا چند متغير را بر يك يا چند متغير ديگر بررسي كند.(ساختارهاي ماتريسي در مقايسه با ساختارهاي وظيفه‌اي در سازمانهاي پژوهشي ايجاد تعلق خاطر بيشتري مي‌كنند)
  2. فرضيه‌سازي رابطه‌اي(همبستگي): در اين شيوه از فرضيه‌سازي، محقق در پي آن است كه رابطه و جهت همبستگي بين دو يا چند متغير را مورد بررسي قرار دهد.(بين ساختار سازماني و ميزان بهره‌وري كاركنان رابطه وجود دارد)
  3. فرضيه‌هاي علي: اين نوع فرضيه‌ها براي كشف و تعيين رابطه علت و معلولي بين دو يا چند متغير به كار مي‌رود.(تمركز بيش از حد تصميم‌گيري باعث كاهش رضايت شغلي كاركنان مي‌شود)
  4. فرضيه‌هاي توصيفي: در اين نوع فرضيه‌ها وضعيت يك متغير خاص بيان مي‌شود و در آن استنباط خاصي مطرح نيست. اين نوع فرضيه‌ها در قالب فرضيه‌هاي آماري قابل بيان نيستند، زيرا با محاسبه شاخص آماري در جامعه به راحتي مي‌توان فهميد كه آيا فرضيه تأييد يا رد شده است.(بيش از هفتاد درصد محققان مراكز تحقيقاتي وابسته به دولت از كار خود رضايت ندارند)

 فرضيه آماري

 هر فرضيه علمي بايد آزمون‌پذير باشد، پس در تحقيقات علوم اجتماعي  بايد از فرضيه‌هاي پژوهشي، فرضيه‌هاي آماري ساخت. فرضيه آماري معمولا گزاره‌اي است درباره يك يا چند توزيع جامعه كه به وسيله آن مي‌توان كيفيت يا كميت يك صفت را در جامعه پيش‌بيني كرد. براي آزمون، هر فرضيه پژوهشي به دو فرضيه آماري تقسيم مي‌شود:

 الف) فرضيه صفر(Null Hyp.) : فرضيه صفر يك بيان مقداري بر مبناي برهان خلف است و نبود هيچ رابطه مهم بين دو متغير و يا نبود هيچ تفاوت مهم بين دو گروه را بيان مي‌كند و به نحوي تهيه و تنظيم مي‌شود كه بتوان آن را براي رد احتمالي مورد آزمون قرار داد.

ب) فرضيه خلاف(Alternative Hyp.) : فرضيه خلاف در واقع عكس فرضيه صفر است و اغلب منطبق بر ادعاي مطرح ‌شده در فرضيه پژوهشي است و بيان‌كننده انتظار محقق درباره نتايج تحقيق است.

 

 روشها و ابزارهاي جمع‌آوري داده‌ها

 

اندازه‌گيري و سطوح آن

 يك پژوهشگر متغيرها را عملياتي مي‌كند تا راهي براي سنجش كميت مفاهيم ذهني بيابد و بر پايه صفات خاصي كه آن مفاهيم القا مي‌كنند به مقايسه‌هايي بين پديده‌هاي دنياي واقعي بپردازد. اين روش نسبت دادن اعداد براي بيان ويژگيهاي يك پديده را اندازه‌گيري مي‌نامند.

اندازه‌گيري در سطوح مختلف امكان‌پذير است و هر سطحي شيوه سنجش و تحليل آماري ويژه خود را دارد، اين سطوح عبارتند از:

 

  • سطح اسمي(Nominal) : در اين نوع اندازه‌گيري اشياء، پديده‌ها و موضوعات بر حسب دارا بودن يا نبودن يك صفت يا ارزش طبقه‌بندي مي‌شوند. در اين طبقه‌بندي، هيچ توالي و ترتيب واقعي از نظر تقدم و تأخر ذاتي وجود ندارد. اين سطح تنها براي اسم‌گذاري و طبقه‌بندي كاربرد دارد.
  • سطح ترتيبي(ordinal) : در اين سطح متغيرها علاوه بر آنكه بر حسب دارا بودن يا نبودن صفت مورد اندازه‌گيري يا ترجيحشان نسبت به يك پديده درجه‌بندي مي‌شوند، بلكه به طور نسبي شدت و ضعف اندازه صفت يا ترجيحشان نيز مشخص مي‌شود. اين شدت و ضعف به صورت تقدم و تأخر بيان مي‌شود. البته ميزان اختلاف اندازه در درجات مختلف مشخص نيست و ممكن است فاصله‌ها مساوي نباشند.
  • سطح فاصله‌اي(interval) : در اين سطح از اندازه‌گيري نه تنها ترتيب اشياء يا صفتهاي مورد اندازه‌گيري مشخص است بلكه فاصله بين واحدهاي اندازه‌گيري نيز معلوم است. در اين مقياس فواصل مساوي بين اعداد نشان‌دهنده فواصل مساوي بين صفتهاي مورد اندازه‌گيري است. در سطح فاصله‌اي، همبستگي، ترتيب و فاصله بين اعداد داراي معني است.
  • سطح نسبي(Ratio) : اندازه‌گيري در اين سطح به گونه‌اي است كه مقولات و متغيرهاي آن داراي ترتيب طبيعي بوده و مي‌توان تفاوت ميان مقولات آن را به طور دقيق، كمي كرده و با عدد نشان داد.

 مقياس

 مقياسها عبارتهايی هستند که تحت قوانينی امکان تخصيص حرف يا نمره را برای افراد، نگرش و رفتارهای آنها فراهم می‌آورد. هر حرف يا نمره‌ای که منظور می‌شود نماينده ميزان مالکيت فرد از چيزی است که مقياس مدعی اندازه‌گيری آن است. نقش اصلی مقياس، تقسيم افراد به گروههای کلی برحسب نگرش معينی است، لذا نمی‌توان انتظار داشت که مقياسها به تنهايی نگرش دقيقی از يک موضوع منفرد فراهم آورند، زيرا اين تکنيکها برای قرار دادن افراد بر روی يک پيوستار خطی نسبت به يکديگر آن هم به صورت نسبی (نه مطلق) طراحی می‌شوند. انواع مقياسهای مورد استفاده در تحقيقات عبارتند از:

 الف) مقياس ليکرت: اين مقياس شامل مجموعه‌ای از سوالات است که بار نگرشی يا ارزشی همه آنها تقريبا برابر تلقی می‌شود. پاسخگو مقياسی را که بين دو حد نهايی مانند موافق-مخالف، علاقه-تنفر يا پذيرش-رد محصور است بر حسب شدت يا ضعف نگرش خود برمی‌گزيند. برای تعيين نمره نگرش هر فرد، نمرات هر يک از موقعيتهای منتخب او در تمام مقياسها با هم جمع و سپس معدل‌گيری می‌شود و به اين ترتيب نمره نگرش فرد محاسبه می‌گردد. اين مقياس برای تحقيقات رفتاری بيشترين کارايی و استفاده را دارد.

 ب) مقياس ترستون: اين مقياس شامل مجموعه‌ای از گويه‌هاست که برای سنجش برخی از مفاهيم به کار می‌رود. در اين مقياس از پاسخگو خواسته می‌شود تا تمام مواردی را که با آنها موافق است اعلام کند و امتياز او بر اساس اين موافقتها تعيين می‌شود.

 ج) مقياس گاتمن(تجمعی): در اين مقياس سوالات بر حسب ميزان دشواری، پيچيدگی يا بار ارزشی آنها (از کمترين تا بيشترين) تنظيم می‌شوند. به اين ترتيب که پاسخ صحيح و تأييد آخرين مورد به منزله توفيق انجام همه موارد قبلی يا تأييد همه آنهاست. از اين رو در استفاده از مقياسهای تجمعی اگر جمع نمرات پاسخگو در دست باشد، الگوی پاسخگويی او قابل پيش‌بينی است. کاربرد اين مقياس محدود است و برای مواردی مناسب است که فقط يک خصيصه با ابعادی مشخص مورد بررسی است.

 د) مقياس بوگاردوس: در اين مقياس در انتهای سمت چپ تمايل و در انتهای سمت راست عدم تمايل نشان داده می‌شود. اين مقياس برای سنجش نگرش مردم نسبت به گروههای ديگر کاربرد دارد و در آن از پاسخگو خواسته می‌شود درباره گروههای ديگر انديشيده و نظر دهد که در صورت برخورد با آنها چه می‌کند.

 ه) مقياس اوزگود: اين مقياس از سه عنصر تشکيل شده است: 1- مفهوم، که بر اساس خصوصيات معنايی و نگرشی خود مورد ارزيابی قرار می‌گيرد. 2- جفت صفات حدی، که اساس مقياس را تشکيل می‌دهد. 3- واحدهای درجه‌بندی مقياس که فاقد تعريف است و به دلايل عملی تعداد آنها از 5 واحد بيشتر و از 9 واحد کمتر است. اوزگود که خود مبدع اين مقياس است، مقياسهای 7 واحدی را به کار برده است. در اين روش جفتهايی از صفات حدی را با توجه به هدف تحقيق انتخاب و در حدهای (طرفين) يک سری مقياس 7 واحدی قرار می‌دهند، سپس مفهومی را که اندازه‌گيری نگرش مربوط به آن مدنظر است در بالای مجموعه مقياس می‌نويسند. به پاسخگو تعليم داده می‌شود که چگونه با توجه به احساس و درک خويش از مفهوم مورد نظر، نظر خود رابا قرار دادن ضربدر بر روی يکی از 7 واحد محصور بين دو صفت متضاد مشخص کند.

 و) طيف ترکيبی: طيف‌های ليکرت، ترستون و گاتمن هريک جنبه‌های قوی و ضعيفی دارند، برای دستيابی به يک طيف نسبتا جامع، می‌توان اين طيفها را با هم ترکيب کرد.

 انواع ابزارها و روشهای جمع‌آوری داده‌ها

 داده ها را با چهار روش کلی که هريک انواع و ويژگيهای خاصی دارند می‌توان از جامعه يا نمونه آماری استخراج کرد. اين ابزارها عبارتند از:

  1. پرسش‌نامه(Questionnaire) : پرسش‌نامه عبارت از مجموعه‌ای از پرسشهاست که به صورت باز يا بسته(دارای مقياس)طراحی شده‌اند تا وضعيت نگرش افراد نسبت به يک واقعيت از طريق آن ارزيابی شود.
  2. مصاحبه(Interview) : مصاحبه شيوه‌ای از جمع‌آوری اطلاعات است که در آن پژوهشگر با آزمودنی تماس مستقيم برقرار می‌کند و از طريق طرح پرسشهای گوناگون، به ارزيابی عميق ادراکات، نگرشها، علائق و باورهای او می‌پردازد.
  3. مشاهده(Observation) : مشاهده عبارت است از فرايند شناسايی، ثبت، نامگذاری، مقايسه و تحليل آنچه روی می‌دهد، مانند مشاهده کارگران يک کارگاه در مطالعات کارسنجی و زمان‌سنجی
  4. بررسی مدارک و اسناد: داده‌هايی که در تحقيق به کار می‌روند ممکن است اوليه يا ثانوی باشند. داده‌های اوليه را محقق به صورت دست اول و بيشتر از طريق مشاهده، پرسش‌نامه و مصاحبه به دست می‌آورد. داده‌های ثانويه از منابع ديگر که توسط ديگران جمع‌آوری و توليد شده و به صورتهای اسناد، آمارهای رسمی و غير رسمی، مدارک و اسناد سازمانی و منابع علمی(کتابها، مجلات و...) موجودند، به دست می‌آيند.

روايی(Validity) وپايايی(Reliability) ابزارهای اندازه‌گيری

منظور از روايی آن است که آيا ابزار اندازه‌گيری می‌تواند خصيصه‌ای که برای اندازه‌گيری آن طراحی شده است را اندازه‌گيری نمايد يا خير؟ موضوع روايی از آن جهت اهميت دارد که اندازه‌گيريهای نامناسب و ناکافی می‌تواند هر پژوهش علمی را بی‌ارزش و ناروا سازد.

منظور از پايايی آن است که اگر ابزار اندازه‌گيری را در يک فاصله زمانی کوتاه چندين بار و به گروه واحدی از افراد بدهيم، نتايج حاصل نزديک به هم باشد.

پيش‌آزمون(Pre-Test)

پيش‌آزمون يکی از مراحل  فرايند تحقيق علمی است که معمولا پس از طراحی ابزار سنجش به منظور اجرای آزمايشی آن انجام می‌پذيرد. نتايج گردآوری شده بعد از اجرای مرحله پيش‌آزمون به محقق کمک می‌کند تا اصلاحات لازم را در بخشها و مراحل گوناگون تحقيق به عمل آورد و کارايی روش به کار گرفته شده و ابزار اندازه‌گيری را در سنجش واقعيت مسأله بيازمايد.

 

 

 نمونه‌گيری و روشهای آن

 

جامعه و نمونه آماری

 جامعه آماری عبارت است از مجموعه‌ای از افراد، اشياء و...(واحد) که حداقل در يک صفت مشترک باشند و معمولا با N نمايش داده می‌شود. نمونه آماری عبارت است از مجموعه‌ای از نشانه‌ها که از يک قسمت، يک گروه يا جامعه‌ای بزرگتر انتخاب می‌شود به طوريکه اين مجموعه معرف کيفيات و ويژگيهای آن قسمت، گروه يا جامعه بزرگتر باشد و معمولا آن را با n نمايش می‌دهند.

 انواع نمونه‌گيری

 گزينش واحدها از جامعه آماری می‌تواند به سه گونه کلی انجام پذيرد:

الف) نمونه‌گيری انباشته يا کومه‌ای: اين نوع نمونه‌ها به دليل عدم وجود دليل قاطع برای معرف جامعه آماری بودن، ارزش علمی چندانی ندارد.

ب) نمونه‌گيری نظری يا قضاوتی: اين نوع نمونه‌ها بر اساس داوری افراد خاص يا خود پژوهشگر برای بررسی انتخاب می‌شوند.

ج) نمونه‌گيری‌ تصادفی يا احتمالی: در اين نوع نمونه‌گيری احتمال يکسانی برای انتخاب شدن همه نمونه‌های ممکن وجود دارد.

نمونه‌گيری احتمالی دارای چهار نوع عمده است که انتخاب هريک از آنها به ماهيت مسأله تحقيق، در دسترس بودن چارچوب مناسب نمونه‌گيری و به روشی که داده‌ها گردآوری می‌شود، بستگی دارد.

-          نمونه‌گيری تصادفی ساده: در اين روش همه افراد جامعه شانس انتخاب شدن را داشته و اين شانس برای همه مساوی است.

-          نمونه‌گيری تصادفی سيستماتيک: در اين روش از روی ليست همه افراد جامعه، اولين نفر به طور تصادفی معين می‌شود. بقيه افرادی خواهند بود که با آن به اندازه d، 2d، 3d و... فاصله دارند.

-          نمونه‌گيری قشری نسبی: در اين روش جامعه به طبقاتی تقسيم می‌شود و سپس تعداد افراد نمونه به همان نسبت طبقات در جامعه تعيين می‌شود.

-          نمونه‌گيری قشری غيرنسبی: در اين روش تعداد افراد نمونه بدون توجه به نسبت هر طبقه در جامعه تعيين می‌شود.

-          نمونه‌گيری خوشه‌ای: در اين روش ابتدا گروههايی که افراد نامتجانس دارند، مشخص می‌شوند. سپس چند گروه به طور تصادفی انتخاب شده و بعد تعدادی زيرگروه به طور تصادفی انتخاب و در نهايت همه افراد آخرين زيرگروه انتخابی آزمون می‌گردند.

 عوامل موثر در تعيين اندازه نمونه

 توصيه آن است که حجم نمونه تا حد امکان بزرگ انتخاب شود. زيرا در آن صورت شباهت ميانگين و انحراف معيار گروه نمونه با جامعه مادر بيشتر است، همچنين حجم نمونه ارتباط بسيار نزديکی با آزمون فرض صفر در تحقيق دارد. به اين ترتيب که هرچه اندازه گروه نمونه بزرگتر باشد، محقق با قاطعيت بيشتری فرض صفر را که واقعا نادرست است، رد می‌کند.

 برخی از عواملی که در تعيين حجم نمونه دخيل هستند، عبارتند از:

 -         اهداف تحقيق

-         روش تحقيق و روشهای آماری وابسته به آن

-         امکانات مالی و زمانی محقق

-         حجم جامعه مادر

-         نحوه کنترل متغيرهای ناخواسته

-         ميزان تأثير‌پذيری متغير وابسته از متغير مستقل

-         درصد خطاپذيری در نتايج

-         ناهمگونی شديد متغيرها و عوامل مورد مطالعه در جامعه مادر

-         ميزان روايی و پايايی ابزار اندازه‌گيری متغير وابسته

 

 

 تجزيه و تحليل و تفسير داده‌ها

 

تعريف تجزيه و تحليل داده‌ها و انواع روشهای تجزيه و تحليل

 تجزيه و تحليل به معنی طبقه‌بندی، تنظيم، پردازش، دستکاری و خلاصه کردن داده‌ها برای يافتن پاسخ برای پرسش‌های پژوهش است. هدف از تحليل، تقليل داده‌ها به شکل قابل فهم و قابل تفسير است به نحوی که بتوان روابط متغيرهای گوناگون مرتبط با مسأله پژوهش را مورد مطالعه قرار داد. روشهای مختلف تجزيه و تحليل را می‌توان به سه نوع کلی که هر يک دارای روشهای خاص خود هستند تقسيم کرد:

 

  1. تجزيه و تحليل توصيفی: در اين روش، محقق داده‌های جمع‌آوری شده را با استفاده از شاخصهای آمار توصيفی خلاصه و طبقه‌بندی می‌کند. به عبارت ديگر ابتدا داده‌های جمع‌آوری شده را با تهيه جدول توزيع فراوانی خلاصه می‌کند و سپس به کمک نمودار آنها را نمايش می‌دهد و سرانجام با استفاده از ساير شاخصهای آمار توصيفی آنها را خلاصه می‌کند. ابزارهای مورد استفاده در اين روش جدول و نمودار می‌باشند.

 

  1. تجزيه و تحليل مقايسه‌ای: در اين روش علاوه بر اينکه اطلاعات جمع‌آوری شده و به صورت توصيفی مورد تجزيه و تحليل قرار می‌گيرند، با يکديگر نيز مقايسه می‌شوند. سوالی که در اين نوع تجزيه و تحليل مطرح می‌شود اين است که آيا شاخص آماری محاسبه شده بزرگتر يا کوچکتر از شاخص آماری ديگر است. به اين معنی که دو يا چند شاخص آمار توصيفی (ميانگين، ميانه، انحراف معيار و واريانس) نسبت به هم مورد مقايسه واقع می‌شوند.
  2. تجزيه و تحليل علی: در اين روش روابط علت و معلولی بين متغيرهای مستقل و وابسته مورد بحث و بررسی قرار می‌گيرد و محقق با رد يا تأييد فرضيه‌های آماری به تأييد يا رد روابط علت و معلولی بين متغيرها می‌پردازد.

 فرا تحليل: فرايند تحليل را می‌توان به دو بخش عمده مقدماتی و عالی تقسيم کرد، برای تجزيه و تحليل عالی پژوهشگر تحليل خود را بر تحليلهای مقدماتی (با استفاده از روشهای پيشين) استوار می‌کند و به طور کلی بايد فعاليتهای عمده زير را انجام دهد:

-         آشکار سازی روابط و توضيح چرايی وجود روابط

-         بررسی نتايج پيش‌بينی نشده

-         بررسی دلايل يافتن الگوهايی ضعيف‌تر يا قويتر از الگوهای مورد انتظار

-         رسيدگی به نتايج متضاد و توضيح در مورد تضادها

-         بررسی بيشتر روابط برای پی بردن به ميزان قوت الگوی مورد انتظار

 تفسير ضريب همبستگی

 با توجه به اينکه ماهيت اکثر داده‌های مديريتی، امکان بهره‌گيری از ضرايب همبستگی را فراهم می‌آورد، لذا ضرورت دارد تصوير درستی از اين ضريب و خطاهای مربوط به آن برای پژوهشگر فراهم آيد. بعضی از خصوصيات داده‌های نمونه، ممکن است به طور مصنوعی مقدار ضريب همبستگی را بيشتر و کمتر نشان داده و در نتيجه رابطه واقعی بين متغيرها تحريف گردد. در اينجا به چند مورد اشاره می‌شود:

 

-         محدوديت در دامنه تغيير مقادير يک متغير ممکن است مقدار ضريب همبستگی را کاهش دهد.

-         استفاده از گروههای انتهايی باعث افزايش ضريب همبستگی می‌شود.

-         ترکيب گروههايی با ميانگين متفاوت ممکن است تأثيری غير قابل پيش‌بينی بر روی ضريب همبستگی ايجاد کند.

-         نمره‌های انتهايی بخصوص در نمونه‌هايی با حجم کم ممکن است تأثير زيادی بر ضريب همبستگی داشته باشد.

-         رابطه غير خطی يا منحنی بين x و y ، ممکن است مقدار ضريب همبستگی پيرسون را به صفر نزديک کند.

منابع: نزد مدیریت سایت محفوظ است

+ نوشته شده در  جمعه 28 شهریور1393ساعت 6:31  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

 

عکس تصویر و پرتره مولوی mevlana

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 شهریور1393ساعت 13:20  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

عنوان:"بررسي تأثير درماني استفاده از سندوستاتين بر معيار رانسون در بيماران مبتلا به پانكراتيت حاد"

استاد راهنما: دكتر احمدرضا هدايتي دزفولي

 استاد مشاور 1: دكتر بهرام قاسمي (38751 نظام پزشکی)

استاد مشاور 2: خانم دكتر الهام ابوالحسني كرمي(119145 نظام پزشکی)

نام دانشجو: مصطفي حصاري

چكيده

سابقه و هدف: هدف از انجام مطالعه حاضر بررسي تأثير استفاده از آمپول سندوستاتين بر معيار رانسون در بيماري پانكراتيت حاد و بدنبال آن تعيين تأثير دارو بر پيش آگهي در اين بيماران مي‌باشد.

- مواد و روش‌ها: اين پژوهش يك كارآزمايي باليني بود بيماران دچار پانكراتيت حاد كه در سال 1389-1390 به اورژانس بيمارستان امام حسين(ع) مراجعه كردند مورد بررسي قرار گرفتند تشخيص پانكراتيت حاد براساس درد ناحيه فوقاني شكم با انتشار به پشت‌، آميلاز بالاتر 100 ميلي‌متر درواحد خون ادم پانكراس در سي تي اسكن گذاشت هشت در گروه شاهد تنها درمان‌هاي معمولي پانكراتيت حاد انجام گرديد و در گروه ديگر علاوه بر درمان روتين، بيماران روزانه 3 نوبت تزريق وريدي آمپول سندوستاتين 50 ميلي‌گرمي دريافت كردند.

-        يافته‌ها: در هر گروه 30 نفر وارد مطالعه شدند. ميانگين معيار رانسون در روز سوم در گروه بيماران دريافت كننده سندوستاتين 6/1± 5/3 و در گروه شاهد 6/1± 8/3 بود كه اختلاف معنادار آماري بين دو گروه بيماران بيماران يافت نشد. در گروه دريافت كننده سندوستاتين و در گروه شاهد 3 بيمار فوت كردند كه از اين نظر اختلاف آماري معناداري با يكديگر نداشتند . در گروه بيماران دريافت كننده سندوستاتين 3 بيمار و در گروه شاهد 7 بيمار دچار عفونت ريوي شدند كه ميزان بروز اين بيماري در گروه دريافت كننده سندوستاتين به طور معناداري كمتر از گروه شاهد بود. در نهايت مدت بستري در گروه اول به طور قابل توجهي كمتر از گروه دوم بود.

- بحث و نتيجه‌گيري: سندوستاتين در كاهش نمره رانسون و جلوگيري از مرگ و مير در بيماران پانكراتيت حاد تأثيري ندارد اما مي‌توان از بروز عفونت ريوي در اين بيماران نمايد و مدت بستري در بيماراستان را نيز كاهش دهد.

مقدمه

پانكراتيت حاد يك بيماري التهابي پانكراس (لوزالعمده) است كه با عدم فيبروز يا فيبروز كم و مختصر همراه است عوامل مختلفي مي‌توانند در بروز اين پروسه دخيل باشند كه از اين بين مي‌توان به سنگ‌هاي صفراوي، الكل، ضربه به شكم و عفونت اشاره كرد. در برخي موارد نيز ويژگي‌هاي ارثي نيز در بروز بيماري دخليند در سال‌هاي اخير اين بيماري به دليل شروع ناگهاني، پيشرفت سريع، مودر توجه بيماري از محققين قرار گرفته است.

مهمترين ويژگي پانكراتيت حاد اين است كه با گذشت زمان شديدتر مي‌شود و آزادسازي كنترل نشده عوامل التهابي سبب بروز واكنش‌هاي زنجيره‌اي مي‌گردد كه نقش مهمي در آسيب همزمان ارگان‌هاي مختلف بدن ايفا مي‌كنند. افتراق بين انواع ادم (ورم) خفيف و نوع نكروز شديد پانكراتيت حاد براي تعيين روش درماني مطلوب بسيار حايز اهميت مي‌باشد. به همين منظور سيستم‌هاي متعددي براي بررسي و تعيين شدن پانكراتيت حاد و پيش‌آگهي بيمار معرفي شده كه از اين ميان مي‌توان به معيار رانسون – معيار Imrie – معيار Icscore, Apachell اشاره نمود. شدت بيماري معمولاً براساس علائم پروگتوستيك معيار رانسون كه در سال 1974 ارائه گرديده است و يافته‌هاي سي تي اسكن تعيين مي‌شود معيار رانسون داراي يازده آيتم است و به پيش‌بيني احتمالي مي‌پردازد.

تا كنون درمان مشخصي براي جلوگيري از تأثير مخرب آنزيم‌هاي گوارشي به پانكراس و بافت‌هاي اطراف در پانكراتيت حاد شناخته نشده است و در نتيجه درمان بيماري همچنان تجربي است و بر سركوب عملكرد ترشحي پانكراس و سيستم گوارش تكيه دارد.

سوماتوستاتين يكي تتراكاپتيد است كه در سال 1973 كشف شد. اين ماده مي‌تواند از ترشح بسياري از غدد درون ريز و برون ريز سيستم گوارشي جلوگيري كند.

سندوستاتين كه بيشتر با نام اوكتراويتيد شناخته مي‌شود يكي از آنالوگ‌هاي صناعي سوماتوستاتين با طول عمر حدود 3 ساعت است به نظر مي‌رسد به صورت مستقيم يا غير مستقيم از طريق بلوك آزادسازي سيتوكنين و سكرتين تأثيرات قابل توجهي در جلوگيري از ترشحات پانكراس دارد و در نتيجه مي‌تواند از عوارض پانكراتيت حاد بكاهد و يا آن را درمان نمايد اگر چه سندوستاتين مي‌تواند به طرز مؤثري عوارض پانكراتيت حاد را كاهش و ميزان بقا را افزايش دهد. اما بدليل قيمت بالا روش تزريق شكل و آزار دهند و نيمه عمر كوتاه برخي محققين درصدد يافتن داروي جايگزين ارزان قيمت هستند. همچنين از آنجا كه نتايج به دست آمده در مطالعات مختلف متفاوت است در حال حاضر اجماع و توافق نظري در مورد فوايد استفاده از سندوستاتين وجود ندارد.

با توجه به نتايج متناقض مطالعات مختلف در مورد تأثيرات استفاده از اين دارو و نياز به يافتن روش‌هاي درماني كار و در عين حال ارزان قيمت و با حداقل عوارض جانبي در اين مطالعه به بررسي كارايي اين دارو در درمان بيماران دچار پانكراتيت حاد پرداختيم هدف از انجام مطالعه حاضر بررسي تأثير استفاده از ستدوستاتين بر معيار رانسون در بيماران دچار پانكراتيت حاد و بدنبال آن تعيين تأثير دارو بر پيش‌آگهي و احتمال مورتاليته در اين بيماران بوده است.

مواد و روش‌ها

مطالعه حاضر به صورت يك مطالعه مورد – شاهدي انجام گرديد و در آن بيماران دچار پانكراتيت حاد كه در سال 90-1389 به بيمارستان امام حسين(ع) (وابسته به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي) مراجعه نمودند، در صورت احراز شرايط مورد نظر و امضاء‌ رضايت نامه كتبي آگاهانه توسط خود بيمار يا همراهان در مطالعه شركت داده شدند و اجازه انجام مطالعه حاضر از كميته اخلاق دانشگاه علوم و خدمات بهداشتي شهيد بهشتي اخذ گرديد.

شرايط ورود به مطالعه فعلي عبارت از وجود يك مورد يا بيشتر از معيارهاي رانسون در زمان ورود بيمار به اورژانس و يافته‌هاي سي‌تي اسكن شكم مبني بر وجود پانكراتيت حاد بودند در اين مطالعه از نمونه‌گيري غير تصادفي ساده استفاده شد و حجم نمونه براساس مطالعات قبلي در هر گروه 30 نفر تعيين گرديد.

تشخيص پانكراتين براساس درد ناحيه فوقاني شك با انتشاار به پشت، آميلاز بالاتر از 100 در خون و وجود ادم پانكراس در سي تي اسكن گذاشته شد و بيماران به صورت تصادفي به دو گروه تقسيم شدند در گروه شاهد تنها درمان معمولي پانكراتيت حاد انجام گرديد در حالي كه در گروه ديگر (گروه كنترل) علاوه بر درمان‌هاي روتين بيماران روزانه 3 يونيت آمپول سندوستاتين 50 ميلي – وريدي دريافت مي‌نمودند. درمان هاي معمولي پانكراتيت حاد كه در هر گروه ييماران قليان بود عبارت از احياء بيمار با مايعات، درناژنازوگاستريك، آنتي بيوتيك‌هاي وريدي با دامنه وسيع شامل آمپول سفترياكسون (1 گرم دوبار در روز بصورت وريدي) و آمپول مترونيدازول 500 ميلي 3 نوبت بصورت وريد و آنتاگونيست‌هاي وريد بودند.

بيماران دو گروه از نظر سن، جنس، شدت بيماري براساس سي تي اسكن با يكديگر يكسان شدند موارد مورد بررسي در اين مطالعه عبارتند از عوارض، مورتاليته، مدت بستري در بيمارستان و معيار رانسون كه در نهايت بين دو گروه مقايسه شدند پس از جمع‌آوري داده‌ها از نرم‌افزار آماري براي انجام تجزيه و تحليل استفاده شد داده‌هاي كمي به صورت Mean±SD و داده‌ها كيفي بصورت مقايسه متغيرهاي كيفي از آزمون‌ دقيق فيشر استفاده گرديد سطح معناداري در اين مطالعه 05/0 در نظر گرفته شد.

با انجام اين مطالعه هيچ گونه هزينه اضافي به بيماران تحميل نگرديد و تأمين هزينه داروي سندوستاتين وريدي بر عهده محقيقن فعال در طرح تحقيقاتي بود.

يافته‌ها

در هر گروه 30 نفر وارد مطالعه شدند. آماري توصيفي و اطلاعات دموگرافيك بيماران مورد مطالعه براساس داده‌هاي دو گروه مورد بررسي (شامل گروه شاهد كه درمان معمول پانكراتيت حاد را دريافت نمودند و گروه كنترل دريافت كننده سندوستاتين وريدي) از نظر سن، جنس، اتيولوژي سبب پانكراتيت حاد و شدت بيماري در زمان ورود به ااورژانس از نظر آماري اختلاف معناداري با هم نداشته.

در مطالعه فعلي ميانگين معيار رانسون در روز سوم در گروه بيماران دريافت كننده سندوستاتين برابر 6/1±5/3 و در گروه شاهد 6/1± 8/3 بود كه با انجام آزمون مستقل اختلاف معناداري بين دو گروه بيماران يافت نشد از سوي ديگر در گروه بيماران دريافت كننده 2 بيمار و در گروه شاهد 3 بيماري فوت كردند كه آزمون دقيق نشان داد كه دو گروه از اين نظر اختلاف آماري معناداري با يكديگر ندارند.

در گروه بيماران دريافت كننده دارو سندوستاتين 3 بيمار و گروه شاهد 7 بيمار دچار عفونت ريوي شدند آزمون دقيق نشان داد كه ميزان بروز عفونت ريوي در گروه بيماران دريافت كننده سندوستاتين به طور معناداري كمتر از گروه شاهد بود.

در نهايت ميانگين مدت زمان بستري در بيمارستان بين دو گروه مورد مقايسه قرار گرفت و مشاهده شد كه ميانگين مدت بستري در گروه دريافت كننده سندوستانين برابر 4/1 ± 10-6 روز و در گروه شاهد برابر 4/3± 22-7 روز بود با انجام آزمون مستقل اختلاف معناداري بين دو گروه از نظر مدت بستري يافت شد بطوري كه مدت بستري در گروه بيماران دريافت كننده داروي فوق بطور قابل توجهي كمتر بود.

 نتيجه‌گيري

پانكراتيت حاد يك بيماري التهابي خطرناك و كشنده است كه امكان درگيري ارگان‌ها و بافت‌هاي مختلف در آن وجود دارد اطلاعات در مورد پاتوفيزيولوژي پانكراتيت بسيار محدود است و همين مساله باعث گرديده است تا درمان اين بيماري نيز تا حدود زيادي تجربي باشد و تأثير روش‌هاي درماني مختلفي كه تا كنون معرفي شده‌اند بر سير و و نتيجه بيماري بسيار نااميد كننده بوده است در حال حاضر توصيه مي‌گردد تا زماني كه عفونت وجود ندارد درمان‌هاي غير جراحي شامل كنترل دقيق وضعيت بيمار و روش حمايتي، تأمين مايعات مورد نياز بدن و كاهش ترشحات كه تنها روش هاي درماني مؤثر بر افزايش ميزان زنده ماندن بيماران است انجام شود.

تا كنون داروها مختلفي مانند كلپتونين، گلوكاگون، آنتي اكسيدان‌هاي سيستميك و بازدارنده ترشحات پانكراس مثل سوماتوستاتين براي درمان پانكراتيت حاد معرفي شد‌ه‌اند اما به هر حال همچنان تناقضات فراواني در رابطه با كارايي اين داروها بويژه بازدارنده‌هاي ترشحات پانكراس در درمان پانكراتيت وجود دارد و مشكل مهم اين است كه تا كنون دارويي كه بتوان از آن بويژه در مراحل اوليه استفاده كرد تا از عوارض بيماري كم نمايه در دست نيست.

استفاده سوماتوستاتين و سندوستاتين در درمان پانكراتيت حاد در مطالعات متعدد آزمايشگاهي مورد بررسي قرار گر فته كه با نتايج متفاوت و بعضي متناقض همراه بوده است، براي مثال اشاره شده است. در برخي از اين ديگر از تحقيقات به عدم وجود تأثير درماني سندوستاتين اشاره شده است. در برخي از اين مطالعات نشان داده شده است كه سندوستاتنين مي‌تواند با مكانيسم‌هايي شامل جلوگيري از آزادسازي اينترلوكين و اكسيدنيتروژن در خون و القاي سلول‌هاي پانكراس به درمان پانكراتيت حاد كمك نمايد.

 ژانگ و همكارانش در دو مطالعه بر روي موش‌ها مشاهده كردند كه درمان زود هنگام با سندوستاتين از طريق مكانيست‌ جلوگيري از عملكرد عوامل التهابي از تأثيرات نامطلوب پانكراتيت حاد بر كليه‌ها و كبد و آسيب‌ مخاط روده جلوگيري مي‌كند.

همين محققان در مطالعه ديگري بيان كردند كه فعاليت بيش از حد فاكروفاژ‌ها كه محل تجمع اصلي آن‌ها در سلول‌هي كبد است.

با توليد بيش از حد سيتوكين‌ها، مكانيسم‌ اصلي بروز MoDS حين پانكراتيت حاد است و سندوستاتين‌ مي‌تواند با كاهش تست‌هاي كبدي (SGOT, SGPT) از بروز عوارض ناشي از پانكراتيت حاد در موش‌ها جلوگيري كند و تأثيرات مفيد ناشي از درمان با سندوستاتين‌را در كاهش آميب‌هاي املينوس مشاهده نمايند البته بايد توجه نموده همانگونه كه گفته شد بر خلاف اين مطالعات آزمايشگاهي گزارش‌هاي نيز وجوددارند كه تاثيرات گفته شده براي سندوستاتين را در حيوانات مورد آزمايش خود تأييد نمي‌نمايند و در يك مطالعه بروي حيوانات نشان داد كه سندوستاتين تأثيري در درمان پانكراتيت حاد ندارد و تجويز آن منطقي و مفيد به نظر نمي‌رسد.

همانند مطالعات آزمايشگاهي نتايج مطالعات باليني انجام شده در مورد كاربرد سوماتوستاتين و آنالوگ‌هاي آن در درمان پانكراتيت حاد بسيار متفاوت و متناقض است و در متون علمي توافقي در مورد تأثيرات مثبت درمان با اين داروها وجود ندارد. اخيراً برخي مطالعات نشان داده‌اند كه سوماتوستاتين قادر است عوارض موضعي پانكراتيت حاد را كاهش دهد و از ايجاد پانكراتيت نكروزان (اختلال خون رساني) جلوگيري كند در حاليكه ساير مطالعات نتوانسته‌اند فوايد اين داروها را در كاهش مورتاليته ناشي از پانكراتيت نشان دهند. بسياري از اين مطالعات داراي توان آماري ضعيف بوده‌اند و به صورت كارآزمايي باليني انجام نشده‌اند و يا بيماران دچار پانكراتيت حاد خفيف يا حجم نمونه كوچكي از بيماران را بررسي كرده‌اند و همچنين مشكلات ممكن است علت بدست آوردن نتايج متفاوت باشد.

دكتر فيدلر[1] و همكاران در سال 1996 در يك مطالعه موردي-شاهدي به بررسي نتايج درمان بيماران دچار پانكراتيت حاد نكروزان با استفاده از سندوستاتين پرداختند و بيان نمودند كه اين دارو مي‌توان در كاهش عوارض پانكراتيت حاد ناشي از آن مفيد باشد آنها مشاهده نمودند كه ميزان سندرم و ديسترس تنفسي – شوك گردش خون بطور معناداري در گروه سندوستاتين كمتر از گروه شاهد بود. در مطالعه‌اي كه در سال 2000 انجام گرفت پاران و همكاران در يك مطالعه موردي – شاهدي به مقايسه نتايج درمان نكروزان در 50 بيمار پرداختند و مشاهده نمودند كه ميزان بروز عفونت ريوي در گروه سندوستاتين بطور معناداري كمتر از گروه ديگر بود.

همچنين مدت بستري در بيمارستان بطور معناداري در گروه سندوستاتين كمتر بود. در گروه درمان 2 بيمار و در گروه شاهد 8 گروه بيمار فوت كردند. در نهايت اين محققين نتيجه گرفتند كه اين يافته‌ها نشان مي‌دهد كه سندوستاتين مي‌تواند تأثيرات مفيدي در درمان پانكراتيت حاد داشته باشد.

دكتردنگ[2]و همكاران نيز در سال 2011 به بررسي نتايج درمان پانكراتيت حاد و سندرم كمپارتمان شكمي با لاپارتومي و تزريق شرياني ممتد و موضعي سندوستاتين پرداختند و نتايج قابل قبولي بدست آوردند.

دكتر لاداس[3]و همكاران در يك مطالعه مروري در سال 1992 عنوان نمودند كه سوماتوستاتين در درمان پانكراتيت حاد مفيد است و با كاهش نياز به دارو‌هاي بي‌دردي، عوارض موضعي بيماري و مدت بستري همراهند اما تأثير آن بر ميزان مورتاليته مورد تائيده نيست و بايد بررسي شود.

دكتر لي و همكاران در سال 2011 در مطالعه مروري خود به بررسي مطالعات آزمايشگاهي و باليني مربوط به تأثير سوماتوستاتين و سندوستاتين در درمان پانكراتيت حاد در سه دههپرداختند و تاثير آن در كاهش تونيستيه اسفنكتر و نيز با توجه به پائين تر‌بودن سطح سوماتوستاتين از سطح نرمال در بيماران دچار پانكراتيت حاد، تزريق اين دارو مي‌تواند منطقي و عقلاني باشد اما همچنان به انجام مطالعات فراوان ديگري نيازمنديم. در مطالعه فعلي نيز اگر چه ترزيق سندوستاتين تأثير بر نمره راسنون و كاهش مرگ و مير بيماران نداشت اما در جلوگيري از بروز عفونت ريوي به عنوان يكي از عوارض خطرناك پانكراتيت حاد مؤثر بود و مدت بستري در بيمارستان نيز به ميزان قابل توجهي كاهش داد كه قطعاً در كاهش هزينه‌هاي درماني نقش مهمي خواهد داشت.

به هر حال برخلاف مطالعات ذكر شده قبلي و نتايج مطالعات فعلي مطالعاتي نيز وجود دارند كه هيچ ارزش براي درمان با سندوستاتين قائل نيستند و استفاده از آن را مورد تأييد قرار نداده‌اند در بزرگترين كارآزمايي باليني كه در آن 302 بيمار دچار پانكراتيت حاد شديد از مراكز درماني مختلف شركت داده شدند.

 اوهي[4] و همكاران عنوان نمودند كه سندوستاتين هيچ ارزشي در درمان پانكراتيت حاد ندارد. براساس يافته‌هاي مطالعه فعلي سندوستاتين در كاهش نمره رانسون و جلوگيري از مرگ و مير در بيماران دچار پانكراتيت حاد، تأثير ندارد. اما نمي‌تواند از بروز عفونت ريوي در اين بيماران جلوگيري نمايد و مدت بستري در بيمارستان را نيز كاهش دهد. مطالعات با حجم نمونه زيادتر توصيه شد.


[1] Fideler

[2] Deng

[3] Ladas

[4]  Uhi

منابع : نزد مدیریت وبلاگ محفوظ است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 شهریور1393ساعت 12:13  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 


کشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و
 مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه : مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:

اول :اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند.(ایجاد نقاط ضعف)

دوم : اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود. (استفاده از فرصت ها)

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 11:58  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

 

 

 

روز پزشک مبارک باد

خدای اطلسی ها با تو باشد / پناه بی کسی ها با توباشد

تمام لحظه های خوب یک عمر / به جزء دلواپسی ها با تو باشد

+ نوشته شده در  شنبه 1 شهریور1393ساعت 21:11  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  | 

در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايده‌اي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانك‌هاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگهاي آموزش ديده مواد منفجره مي‌بستند كه زير تانك‌هاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود. در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر مي‌رسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگ‌ها به جاي تانك‌هاي آلماني به زير تانك‌هاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!

فكر مي كنيد چرا؟ به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانكهاي روسي گازوئيلي بودند و سگها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند. نقطه قوت سگ‌ها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانكهاي گازوئيلي روسي را هدف قرار مي‌دادند.

------------

برخي از سازمان‌ها و شركت‌ها، ويژگي‌هايي را نقاط قوت خود مي‌دانند كه در واقع در مقايسه با شرايط محيطي و رقبا يا نقطه قوت نيستند يا برعكس نقطه ضعف به حساب مي‌آيند. اما اين سازمان‌ها به دليل نداشتن تفكر استراتژيك و بي‌توجهي به آن، عباراتي دهان پر‌كن را به عنوان نقاط قوت خود جار مي‌زنند و به آنها عمل مي‌كنند كه موجب تضعيف يا نابودي سازمان مي‌شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 0:57  توسط احمدرضا هدایتی دزفولی  |